ابو القاسم راز شيرازى

490

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ما فيها به نظر او چون مردارى است بلكه كمتر ؛ چنان‌كه حضرت رسول ص خدا فرمودند كه : « اگر دنيا در نزد خداوند ، به قدر استخوان خوك مردهء در مزبله افتاده عظم داشت ، شربت آبى به كافرى نمىچشانيد » ؛ و حال‌آنكه دنيا را بيشتر به كفّار و اهل معصيت داده است . و حضرت صادق ص مىفرمايد : « اگر تمام لذّات نعمت‌هاى دنيا را در يك لقمه كنم و در دهن دوستى از خود گذارم ، هنوز از او خجل و شرمسارم كه نسبت به او احسانى نكرده‌ام » . و حضرت امير المؤمنين ص عمل اكسير « 48 » را به « معاويه » - عليه الهاويه « 49 » - تعليم فرمود كه او نخود طلا و نقره در طعام مىكرد و به مردم بذل و انفاق بسيار مىنمود ، و دعوت به دوستى خود و دشمنى و لعن و سبّ آن حضرت مىكرد ، و آن حضرت پروا نمىفرمود ؛ پس گويا آن حضرت ، تمام دنيا را مالك بود و به آن ملعون كرامت فرمود ، و باك و ملامت نداشت : « دوستان را كجا كند محروم * آنكه با دشمنان نظر دارد » « 50 » و چون حضرت صاحب‌الامر - عليه الصّلاة و السّلام - كه مالك تمام دنياست و دست از دنيا كشيده ، سلطنت را به سلاطين دنيا ، از موافق و مخالف ، واگذارده و باك و ملالت ندارد . بعد ، حضرت ثمرات سخاوت و سماحت را بيان مىفرمايد از قول حضرت رسول ص كه : ثمرهء سخاوت ، قرب به حقّ تعالى و قرب به مردم يعنى به

--> ( 48 ) - جوهرى گدازنده كه ماهيّت اجسام را تغيير دهد و كامل‌تر ؛ سازد مثلا جيوه را نقره و مس را طلا سازد : « فرهنگ معين » 1 : 331 ( 49 ) - هاويه ، يكى از دركات دوزخ است ؛ يعنى : او را دوزخ جايگاه باد . ( 50 ) - : « دوستان را كجا كنى محروم * تو كه با دشمنان نظر دارى » : « كلّيّات سعدى » : « گلستان » : 1